X
تبلیغات
كتابخوار
کتابخوار
وبلاگ سايت اينترنتي كتابخوار

يقه گيري از دنياي پسا پست‌مدرنيسم صنعتي!

 داستان زندگی در سعادت محض، جایی که هیچ مریضی‌ای وجود ندارد، خدایی وجود ندارد تا مجبور باشی به اطاعت، پیری وجود ندارد مگر در زمان مرگ، تعلق و تعهدی وجود ندارد مگر روزی هشت ساعت کار، تفریحات در حد کمال باشند و زندگی کاملا بر وفق مراد، جنگی نباشد و همه‌چیز در صلح خلاصه شود. دنیایی که شاید نهایت آمال یک انسان امروزی باشد در طول زندگی. زندگی در دنیایی با این همه آسایش مسلما در این روزگار آرزوی بسیاری از انسانهای کره خاکی باشد که “آرمان‌ها” را چیزی می دانند برای رسیدن به این اهداف و الا پشیزی هم نباید ارزش خارجی داشته باشند!

دنیای قشنگ نو شاهکار بی‌بدیل نویسنده‌ای است که برای دنیای فردای انسان بیش از امروزش نگران است. دنیایی که امروزی‌ها با توسعه وامدارانه اومانیستی و صنعتی در آن به دنبال مدینه فاضله‌ای هستند کاملا انسانی. دنیایی که در آن آدم‌ها اگر هم هستند باید کاملا در خدمت جامعه باشند، مرده یا زنده‌شان، آن هم نه آن طور که خودشان می‌خواهند، آن طور که دیگران می‌خواهند!

دنیای قشنگ نو داستان طنزی است تلخ از انسان‌هایی در دل فردا. داستان طنزی از آدم‌هایی که ماشین‌وار بازی می‌کنند، زمان می‌گذرانند، لذت می‌برند و خلاصه ماشین‌وار زندگی می‌کنند! داستان آدم هایی که دیروزها برایشان برنامه ریخته‌اند تا نیازی به فکر نداشته باشند.نیازی به فلسفه، به علم، هنر و خیلی چیز‌هایی دیگر، چون هستند مهندسین احساسات و هنری که برایشان خوراک تهیه می‌کنند! داستان انسان‌هایی که نیازی به روح، استقلال و شخصیت واحد ندارند!

دنیای قشنگ نو داستان امروز است که در فردا روایت می‌شود. داستان روایی از یک فیلسوف آینده‌نگر که به مانند یک وحشی که آخر کار به جنگ این دنیای قشتگ نو می‌زود به “یقه‌گیری از یک دنیای پسا پست مدرنیسم صنعتی” رفته است!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه‌ای بر متن ـــــــــــــــــــــــــــــــ

-        آلدوس هاکسلی متولد ۱۸۹۴ و از خانواده‌ای اهل علم و متمول است. وی نواده تامس هاکسلی زیست شناس سرشناس انگلیسی است و دایی او ماتیو آرنولد نیز از شاعران به نام انگلیسی بوده است. وی دنیای قشنگ نو را در سال‌ ۱۹۳۲ منتشر کرد که با واکنش‌های بسیاری در زمان خود تا به حال روبرو شده است.

-        از دید بسیاری از منتقدین و خوانندگان اثر، “دنیای قشنگ نو” همانند ۱۹۸۴ جرج اورول داستانی است از حکومت‌های فردا که به خوبی روش‌های امروز را به نقد می‌نشیند.داستان نظامی توتالیتر که تمام رفتارهای آن جامعه را زیر ذره‌بین خود داشته است.

-        از این اثر دو سریال با همین عنوان(brave new world) در سال‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۴ در آمریکا شاخته شده است. یکی از آنها توسط لزلی لیبمن و گری ویلیامز و دیگری توسط برت برینچرهوف ساخته شده است که اثر سال ۱۹۸۰ بیش از سریال دیگر مورد اقبال قرار گرفته است.

-        هاکسلی در این کتاب بسیاری از اسامی و شخصیت‌ها را در قالبی طنز از آدم‌های امروزه به عاریت گرفته است! از “فورد” که جایگزین “لرد”(خدا) شده است. فوردی که با کارخانه ماشین سازی‌اش نماد صنعت‌گرایی در دهه های ابتدایی قرن بیستم شده است تا برنارد مارکس که خلاصه ای است نام برنارد شاو شاعر انگلیسی و کارل مارکس فیلسوف آلمانی!

-        شهید آوینی در بسیاری از نقدهایش نگاه بسیار مثبتی به این اثر داشته است. از دید وی این اثر یکی از مهم‌ترین آثار جهان در قرن بیستم بوده است.

-        با اینکه این اثر جز بحث برانگیزترین اثار قرن بیستم است، نه نویسنده‌اش تا کنون نوبل گرفته است و نه کتابش را لایق این عنوان دانسته‌اند! شاید چون هم حرف حسابی زده و هم رفتار رهبران امروز دنیا را به نقد کشیده است!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثرـــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: دنیای شگفت انگیز نو

نویسنده: آلدوس هاکسلی

مترجم: سعید حمیدیان

ناشر: نیلوفر

تعداد صفحات: ۲۸۸صفحه

 

پي نوشت:

لينك مطلب در سايت : (+)

 

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:31 | لینک  | 

عبادت در لایه های زیرین

این موجود دوپای انسان نام، غریب موجودیست، با لایه ها و وجوه فراوان، هر چیزی هم که برای او و نه به دست او که به دست خالق او خلق شده به نسبتی همینطور غریب و سر به مهر است. گویا مخلوقات آن بزرگ خالق این صفت را از خودش به غنیمت گرفته اند. در این بین هر چه به انسان مربوط می شود نیز همین ویژگی چند لایه ای و چند وجهی را حائز است مادی و مجرد هم ندارد! باید پوسته ها را بشکافی و لایه ها را کنار بزنی تا به مغز ترد و شیرین تری دست پیدا کنی.

حکمت عبادات مجموعه ای از سخرانی های فیلسوف بزرگ آیت الله جوادی آملی در باب حکمت های نهفته در عبادات است که در قالب کتابی تحت نظارت وی منتشر شده است.در حکمت عبادات یاد میگیری که چگونه باید عباداتت را نغز کنی نه نقض!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن:ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- این کتاب قبلا  توسط انتشارات الزهراء چاپ گردید اما بعدها با ویرایشی مجدد تحت نام حکمت عبادات توسط نشر اسراء منتشر شد. نام کتاب هم به انتخاب آیت الله جوادی آملی « حکمت عبادات» نهاده شده است.

- بخش اعظمی از این سخنرانی ها در ماه مبارک رمضان ایراد شده است اما فصل آخر کتاب در باب ذکر از آثار قلمی آیت الله جوادی آملی است.

- مقدمه کتاب هم به قلم آیت الله جوادی آملی است.

- کتاب در ۱۰ بخش تنظیم و در هر بخش یکی از عبادات مورد توجه قرار گرفته است. این اثر تا کنون به چاپ دوازدهم رسیده است.

- فصل آخر کتاب در باب ذکر از آثار قلمی آیت الله جوادی آملی است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثر:ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: حکمت عبادات

نویسنده: آیت الله جوادی آملی

ناشر: نشر اسراء

تعداد صفحات: ۳۹۰ صفحه( بدون تعلیقات ۳۱۸ صفحه)

 

پي نوشت:

لينك مطلب در سايت : (+)

 

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:27 | لینک  | 

بهای سنگین متمدن بودن!

آدمها گاهی اینقدر هوای قدرت به مغزشان فشار می آورد که به عاقبت کار نمی اندیشند و یا ترجیح می دهند که نیندیشند! شاید زمانی هم که ویلهلم دوم- قیصر آلمان- برای عقب نماندن از قافله ی استعمارگران به فکر کشور گشایی افتاد فکرش را هم نمی کرد که این اعلان جنگ به کشته شدن میلیونها نظامی و غیر نظامی و یکی از بی سابقه ترین کشتارها و توحش علیه بشریت ختم شود. و البته خرابی های عظیم و در نهایت شکست آلمان و تبعید و برکناری خودش!

جنگ جهانی اول از حمله نیروهای آلمانی به بلژیک به عنوان نزدیک ترین راه رسیدن به فرانسه شروع شد. اما کم کم به پادشاهی عثمانی کشید، جنگ حتی به صحراهای تفتیده عربستان و عراق هم کشیده شد و در این بین چندین امپراطوری متلاشی و بسیاری از مردم آواره شدند آن هم به دلیل واهی کشور گشایی! اینکه نتیجه این توهم قدرت و کشورگشایی چه بود، پرسشی است که پاسخ ان به روشنی روز است اما پرسشی که اینجا بی جواب مانده است اینست که چرا با علم به همه ی این خانمان سوزی ها دنیای غرب عبرت نگرفت و در حدود دو دهه ی بعد دوباره جنگی سهمگین را علیه بشریت آغاز کرد؟! گویا متفقین فاتح بعد از شکست آلمان، با علم به همه ی این فجایع بیش از آنکه به فکر تدبیری برای جلوگیری ازین گونه فجایع باشند به فکر تقسیم غنائم مستعمرات بودند! غنائمی که به صاحبانش وفا نکرد!

جنگ جهانی اول نوشته رابرت گرین شصت و یکمین کتاب از مجموعه تاریخ جهان انتشارات ققنوس است که به شرح این واقعه می پردازد، نویسنده بیشتر توانش را به علل شروع جنگ و توصیف تصمیمات سیاستمداران و تشریح عملیات های انجام گرفته در طول جنگ می کند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن:ــــــــــــــــــــــــــــــ

- یکی از قسمتهای جالب این کتاب آنجایی است که گوشه ای از آمار تلفات جنگ منتشر شده است. کشته شدن ۱۰ میلیون سرباز و ۲۲ میلیون غیر نظامی و مجروح شدن ۲۰ میلیون نفر دیگر بطور مستقیم!

- اینکه چه تعداد از آدمها در افریقا و آسیا و اروپا بطور غیر مستقیم بر اثر گرسنگی و قحطی و بیماری کشته شدند خود داستانی غم انگیز است. نابود شدن زمین های کشاورزی و تعطیل شدن کارخانه ها و… را هم به آن اضافه کنید!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثر:ــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: جنگ جهانی اول

نویسنده: رابرت گرین

ترجمه: مهدی حقیقت خواه

ناشر: انتشارات ققنوس

تعداد صفحات: ۱۲۴ صفحه

 

پي نوشت:

لينك مطلب در سايت : (+)

 

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:22 | لینک  | 

پایان کار آدم خوارها!

هرج و مرج در دنیا فراگیر می شود، روزانه صدها قتل و جنایت در اقسی نقاط جهان اتفاق می افتد. ارتش های جهان خود را تجهیز می کنند. نیروهای نظامی غرب در شرق پایگاه های نظامی بر پا می کنند. فساد و فحشا دنیا را فرا می گیرد و مردم دنیا تشنه عدالت می شوند، عدالتی که گویا به دست شخصی در زمین گسترده خواهد شد که ادیان مختلف هزاران سال پیش خبر از ظهور او داده اند. این سالها اما با اتفاقاتی که در سراسر دنیا و مخصوصا منطقه خاور میانه در حال وقوع است هر چه بیشتر توجه مردم را به مسئله آخر الزمان جلب شده است.

عصر ظهور حاصل تلاش نویسنده لبنانی الاصل شیعه است که به جمع آوری روایات معتبر در زمینه اتفاقات آخر الزمان و فراهم شدن زمینه ظهور منجی می پردازد. کتاب در ۱۸ سرفصل تقسیم بندی شده است و به وقایع ایران، عراق، یمن، فلسطین و… و شخصیتهای موثر در هنگام ظهور من جمله سفیانی، سید خراسانی، سید یمانی و .. می پردازد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن:ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

- این کتاب اولین بار در سال ۶۸ ترجمه و در ایران انتشار یافت.

- کمتر کسی است که در زمینه ظهور مطالعه داشته و کتاب عصر ظهور را نخوانده باشد!

- شیخ علی کورانی او در سال ۱۹۴۴ میلادی در شهر جبل عامل در جنوب لبنان به دنیا آمد و با پیروزی انقلاب به ایران سفر کرد و در شهر قم ساکن شد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثر:ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: عصر ظهور

نویسنده: حجت الاسلام علی کورانی

مترجم: عباس جلالی

ناشر: سازمان تبلیغات اسلامی

تعداد صفحات: ۵۸۸ صفحه

 

پي نوشت:

لينك مطلب در سايت : (+)

 

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:14 | لینک  | 

به دنبال حقیغط!

حتی فلسفه خوانده ها هم گاهی با خواندن بعضی کتب فلسفی گیج و منگ می شوند چه برسد به فلسفه نخوانده هایی که دوستدار فلسفه اند. گاهی باید برای فلسفه خوانی از جایی شروع کرد اما نه هرجایی. فلسفه خوانی را باید از آن جایی شروع کرد که فلسفه را با زبان خودمانی تر شرح دهد و آراء فلسفی فیلسوفان مختلف را به شکل موجز و مختصر به تصویر بکشد. اساسا برای رسیدن به بالاترین پله اول باید قدم بر روی پله اول گذاشت.

کتاب کوچک فلسفه کتابی است که سعی می کند آراء فیلسوفان بزرگ را از دوره فلسفه یونانی تا عصر  حاضر به خودمانی ترین زبان شرح دهد. کتابی که خواندنش برای فلسفه دوستان فلسفه نخوانده حکم خواندن سنجش خرد ناب برای فلسفه دوستان فلسفه خوانده را دارد!

 

ــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن:ــــــــــــــــــــــــــــ

-  این کتاب تا کنون به چاپ نهم رسیده است.

- در این کتاب آراء بیش از ۲۰ فیلسوف بیان شده است.

- یکی از قسمتهای جالب این کتاب آوردن جملات بکر هر فیلسوف در پایان بخش مربوط به آن فیلسوف است.

- جمله ای از کتاب:” مردم آزادی بیان را طلب کنند تا پرهیزشان از آزادی اندیشه را جبران کند!”

ــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثر:ــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: کتاب کوچک فلسفه

نویسنده: گریگوری برگمن

مترجم: کیوان قبادیان

ناشر: انتشارات کتاب آمه

تعداد صفحات: ۱۶۸ صفحه

 

لينك مطلب در سايت : (+)

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:8 | لینک  | 

به رنگ تعلیق!

یکی از فنون داستان نویسی بکار بردن حس تعلیق در داستان است. شاید این فن تعلیق در  ادبیات و سینمای شعار زده ما به نوعی حرکت رو به جلو به حساب بیاید. ادبیات و سینمایی که از اول همه می توانند حدس بزنند آخر داستان چگونه است اما باز هم آن را دنبال می کنند. ازدواج ها و عشق و عاشقی هم که چاشنی غالب این روایات داستانی است. کوتاه و بلند هم به آن شکل ندارد!

زنی با چکمه های ساق بلند سبز مجموعه ای از داستان های کوتاه است که به قلم مرتضی کربلایی لو نوشته شده است. داستان هایی که به نوعی متفاوت از فضای داستانی کشور به حساب می آیند و از زاویه ای نو و با نوشتاری خاص به طرز مرموزی نتیجه گیری در پایان هر اثر را بر عهده خواننده می گذارند!

گویا کربلایی لو دوست دارد که خاص بنویسد تا خاص بشود اما به نظر، او از پز خاص بودن هم دل خوشی ندارد!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن:ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 - مرتضی کربلایی لو متولد ۱۳۵۶ است. مدتی در حوزه علمیه مشغول به تحصیل بوده و در حال حاضر دانشجوی مقطع فوق لیسانس فلسفه است.

- مجموعه داستان «زنی با چکمه ساق بلند سبز» توانست جزو سه مجموعه برتر جایزه داستانی «روزی روزگاری» شود.

- مرتضا کربلایی لو از سال ۸۲ شروع به نوشتن کرده است اما در این مدت کوتاه جوایز زیادی به آثارش تعلق گرفته است.

- زنی با چکمه بلند ساق بلند دومین اثر از این نویسنده جوان، مغرور و خلاق است.

- پاسخ جالب کربلایی لو به پرسشی در مورد برنده شدن تندیس جایزه روزی روزگاری:

” فرض می‌کنیم شما موفق شدید تندیس بهترین مجموعه‌داستان جایزه‌ی روزی روزگاری را از آن خود کنید، احساستان چیست؟

چه احساسی می‌توانم داشته باشم جز این که مِن بعد با یک عده از دوستانم سرسنگین بشوم و ارتباطم را با یک عده قطع کنم و بقیه را محل نگذارم و ساعت‌ها توی تلفن با یکی مثل خودم بنشینم یک عده  را تحقیر کنم و این‌یکی‌ها را به مسخره بگیرم؟ این احساسات نه چندان قشنگ که جامعه‌ توهم‌زده‌ی ادبی ما امروزه دچارش هست مگر جایی برای خوشحال شدن باقی می‌گذارد؟ پس بهتر است اصلاً موفق نشوم که تندیس را به‌چنگ بیارم. سرم را بیندازم پایین و داستانم را بخوانم و بنویسم!”

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثر:ــــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: زنی با چکمه ساق بلند سبز

نویسنده: مرتضی کربلایی لو

ناشر: نشر ققنوس

تعداد صفحات: ۱۰۴ صفحه

 

لينك مطلب در سايت : (+)

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 13:5 | لینک  | 

کلاسیک ها -2

حتماً با داستان عجیب و فوق‌ا‌لعاده‌ای روبرو خواهی بود اگر در همان چند صفحه اول یکی از دو شخصیت اصلی رمان با قساوت هرچه تمام‌تر بمیرد! این هنری است که تنها از میخاییل بولگاکف روسی بر می‌آید که بر روی رمانی ۱۲ سال تمام زحمت بکشد و مسلماً یک شاهکار دوست داشتنی ادبی از دلش بیرون بیاورد. شاهکاری که از شاهکار بودنش یکی همین است که شیطان نقش اول داستان است و از قضا هیچ‌گاه نه تنها از او بدت نمی‌آید که مدام دوست داری در صحنه بعدی هم شیطان را ببینی و از شیرین کاری ‌هایش لذت ببری!

هنر اصلی نویسنده را مسلماً آنجا مشاهده می‌کنی که در فضای کمونیستی، تلخ و کفر آمیز مسکو تلاش دارد از شیطان نیز راهی به سوی خدا باز کند. دوران تلخ استالینیسم و کمونیستهای دوست نداشتنی شوروی تا بدانجا پیش رفته است و مردم چنان بی‌خدا شده‌اند که متفکری خلاق و فیلسوف و تاریخدان چون بولگاکف حتی شیطان را هم به کار می‌گیرد تا مردمان این سرزمین را به سوی خدا بازگرداند. آنجا که واقعاً مرشد اصلی داستان شیطان است، نه مرشدِ مارگریتا!..شیطان دوست داشتنیِ بولگاکف از آنهایی است که مطمئناً هیچ‌گاه شیطان پرستان دوستش نخواهند داشت!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حاشیه ای بر متن ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

- بولگاکف نوشتن این رمان را در سال ۱۹۲۸ آغاز کرد و اولین نسخه خطی آن را دو سال بعد به دست خود آتش زد. بولگاکف با کمک گرفتن ار همسرش به دلیل بیماری کار برروی نسخه چهارم پیش نویس را تا چهار هفته پیش از مرگش در سال ۱۹۴۰ ادامه داد.

- مرشد و مارگاریتا در نهایت در سال ۱۹۴۱ توسط همسر بولگاکف به پایان رسید اما در زمان استالین اجازه چاپ به این اثر داده نشد و سرانجام در ربع قرن بعد و درسال ۱۹۶۵ با حذف ۲۵ صفحه و تغییر برخی نامها و مکان‌های ذکر شده در تیراژ محدودی به چاپ رسید که با استقبال شدید مردم مواجه شد.

-  از مرشد و مارگریتا سیصد هزار نسخه چاپ شد که بیست و شش هزار نسخه آن به خارج صادر شد. تمام نسخه های توزیع شده در شوروی یک شبه تمام شد و کتاب به نزدیک صد برابر قیمت روی جلد خرید و فروش می شد.
  -  یکی از محققین امریکایی لیستی از کتب و مقالاتی که درباره بولگاکف به زبان انگلیسی نوشته شده ، گرد آورده است که در این لیست ۱۱۰۰ مقاله و کتاب ذکر شده که از این میان بیش از صد کتاب و مقاله ، تنها در نقد مرشد و مارگریتا است .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مشخصات اثرـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نام کتاب: مرشد و مارگریتا

نویسنده:میخائیل بولگاکف

مترجم: عباس میلانی

 ناشر:فرهنگ نشر نو

تعداد صفحات: ۴۴۳ صفحه

 

لينك مطلب در سايت : (+)

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 12:53 | لینک  | 

 روز گذشته رهبر معظم انقلاب در مورد کتابخوانی و ترویج کتابخوانی سخنان مهمی را ایراد فرمودند. سخنانی که برای اهالی مظلوم عرصه کتاب خنکای خاصی داشت. خنکایی که در برزخ عدم دغدغه کتابخوانی در بین اقشار جامعه و مسئولان و رسانه های مختلف غنیمت به شمار می آمد.

ایشان در میان سخنان خود به تبدیل شدن کتابخوانی به یک عادت همیشگی اشاره کردند. فارغ از اینکه مسئولین و رسانه های چقدر مخاطب سخنان دیروز رهبری بودند و از آنجایی که نمی توان به این دو گروه چندان امیدی بست حداقل در مورد عادت کتابخوانی مخاطب رهبری عموم جوانان و مردم بودند. اما این عادت کتابخوانی چطور بوجود می آید؟

.

۱- فقط روزی چند دقیقه

بسیاری از مردم دوست دارند کتاب بخوانند اما منتظر زمان مناسبی برای انجام این کار هستند. اما بالتجربه مشخص شده است که این زمان مناسب در زندگی امروزی به سختی بدست می آید. بنابراین انتظار برای پیش آمدن فرصت مناسب انتظار خوب اما نه چندان واقعی است. بهتر است بجای اینکه منتظر این باشید که فرصتی پیش بیاید که مثلا فلان کتاب را بخوانید آن کتاب را شروع به خواندن کنید اما سعی کنید بیشتر از یک ربع یا ۲۰ دقیقه نخوانید. اینکه روزی ۱۵ دقیقه بخوانید بهتر از آن است که منتظر باشید که در آخر هفته بطور مداوم یک ساعت و ۳۰ دقیقه کتاب بخوانید. البته روزی ۱۵ دقیقه برای شروع به عادت کتابخوانی است بطور حتم بعد از مدتی کشش شما برای خواندن این زمان را افزایش می دهد. اما با این روش می توانید یک حرکت استمراری را جایگزین یک حرکت دفعی کنید که البته رمز موفقیت در بسیاری از کارهاست. از قدیم هم گفتند رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود…

.

۲- عذاب وجدان نگیرید

اگر دوست دارید کتاب بخوانید اما فرصتی برای این کار پیدا نمی کنید عذاب وجدان نگیرید. این عذاب وجدان فقط ترس شما را برای شروع کتابخوانی بیشتر می کند. بهتر است بجای حسرت  خوردن از روزها و دقایقی که کتاب نخوانده اید از یک جایی شروع کنید. یادتان باشد همیشه سخت ترین قدم اولین قدم است. دیده اید وقتی درس هایتان را نمی خوانید بعدا جرات خواندنش را پیدا نمی کنید؟ و درسها هر روز روی هم تلنبار می شود؟ و شما هر روز عذاب وجدانتان بیشتر می شود؟ و هر روز بر ترستان افزوده تر؟ راهش این است که از یک جایی شروع کنید و ادامه دهید بعد از چند روز خواهید دید که آنقدرها هم ترسناک نبوده است. فقط کافیست از یک جایی شروع کنید و آن را استمرار دهید حتی در حداقل زمان ممکن، رهبر انقلاب در بازدید از سومین نمایشگاه کتاب در سال ۶۹ در این باره نکته جالبی را مطرح می کنند:” بنده دوره‌هاى بیست جلدى و بیست و چند جلدى کتاب را در همین فاصله‌هاى ده دقیقه، بیست دقیقه و یک ربع ساعته خوانده‌ام. پشت این کتاب‌ها را هم یادداشت مى‌کنم که معلوم باشد. شاید صدها جلد کتاب را همین‌طور در این فاصله‌هاى کوتاه ده دقیقه‌اى خوانده‌ام. بسیارى از افراد را هم مى‌شناسم که این گونه‌اند.”

.

۳- یک جای دنج اختیار کنید
برای کتاب خواندن و لذت بردن از خواندن کتاب شاید هیچ چیز به اندازه یک جای دنج و راحت و ساکت با اهمیت نباشد. بسیاری از کتابخوانها در خانه هایشان جای(جاهای) مخصوصی برای کتاب خواندن دارند که وقتی در آنجا کتاب می خوانند هم بیشتر می خوانند و هم بهتر می خوانند. البته آدمهای کتابخوان برای کتابخوانی لنگ جا نیستند اما بهرحال کتاب خواندن در یک گوشه دنج همیشگی می تواند آرامش خاطر شما را بیشتر فراهم کند. خواه این جای دنج رختخواب شما باشد یا مبل راحتی داخل هال و یا پشت میز تحریر.

.

۴- پیش از خواب کتاب بخوانید

خیلی از آدمها وقتی کتاب دستشان می گیرند هنوز چند صفحه ای بیشتر نخوانده اند که خواب به چشمشان می آید. اساسا برای بسیاری از آدمها هیچ قرص خواب آوری مثل کتاب عمل نمی کند آنهم بدون داشتن عوارض جانبی!

این البته چندان هم بد نیست شما می توانید از این فرصت استفاده کنید و مطالعه روزانه تان را وقتی در رختخواب لم داده اید قرار دهید تا هم در یک جای دنج کتاب خوانده باشید و هم با ارامش به خواب بروید. یادتان باشد که هرچقدر هم خسته باشید میتوانید این کار را بکنید راهش این است که یک ربع زودتر به رختخواب بروید!

.

۵- حدود مطالعه تان را مشخص کنید

بسیاری از کتابها دارای بخشها، فصول و سرفصلهای مشخصی هستند. بهتر است قبل از اینکه شروع به خواندن کنید حدود خاصی را برای مطالعه مشخص کنید. مثلا تا اول فلان بحث، فلان فصل،فلان صفحه. با این کار هر چقدر هم که وسوسه بشوید کتاب را کنار بگذارید باز هم تا اندازه ای خودتان را متعهد می دانید که تا قسمت مشخص شده مطالعه کنید و بعد کتاب را کنار بگذارید و حتی وقتی کاری پیش می آید سعی می کنید به این عهد پایبند بمانید.

.

۶- گوشه بالای صفحه، گوشه پایین صفحه!

خیلی وقتها پیش می آید که در یک کتاب جملات زیبا یا نکات جالبی در بعضی صفحات پیدا می شود. بعضی ها عادت دارند بر این صفحات حاشیه بزنند و یا این جملات زیبا را جایی یاداشت کنند اما در هنگام خواندن خیلی وقتها بنا به دلایلی این امر محقق نمی شود. در اینجور مواقع کافیست گوشه بالای صفحه مربوطه را یک تای کوچک بدهید تا به راحتی بتوانید بعدا آن صفحه را پیدا کنید.

بعضی وقتها هم فراموش می کنید که آخرین بار تا کدام صفحه خوانده اید و برای پیدا کردن صفحه مربوطه چند دقیقه از وقتتان گرفته می شود در این مواقع می توانید بعد از اتمام خواندن گوشه پایین صفحه آخری که مطالعه کرده اید یک تای کوچک بدهید تا دفعه بعدی به راحتی بتوانید صفحه مورد نظر را پیدا کنید. البته یادتان باشد دفعه بعد که اخرین صفحه مطالعه شده را پیدا کردید گوشه صفحه را به حالت قبل برگردانید!

.

۷- خودتان را گول نزنید!

بعضی از آدمها عادت دارند خودشان را گول بزنند یا به نحوی خودشان را به زور  از دست خودشان راضی کنند برای همین وقتی می بینند که عذاب وجدان نخواندن کتاب دارد به سراغشان می آید سعی میکنند در اوقات خاصی که مثلا چند دقیقه وقت اضافه بدست می آورند شروع به کتاب خواندن کنند. باید این را یادتان باشد کتاب خواندن نیاز به دقت و آرامش دارد بنابراین اگر به توصیه اختیار کردن یک گوشه دنج عمل کنید به نفعتان است. البته این گوشه دنج می تواند در محل کارتان هم باشد ولی بهرحال سعی کنید وقت خواندن کتاب را طوری انتخاب کنید که فکر و ذهنتان به شما برای لذت بردن از خواندن کتاب مدد برساند.

.

۸- شروع نکردن از آثار خیلی بزرگ

بعضی ها فکر می کنند برای کتابخوان شدن باید از خواندن اثار بزرگ شروع کرد. این ایده البته خوب است اما چون شما بدنبال کسب عادت کتابخوانی هستید بهتر است اول از اثاری شروع کنید که خواندنش برایتان جذاب است. شما مجبور نیستید جنگ و صلح را به زور بخوانید و از خواندنش لذت نبرید. میتوانید این کار را بگذارید برای زمانی که یک معتاد کتاب شدید و از خواندنش لذت می بردید. با این کار لااقل وقتی می خوانید خودتان را فحش نمی دهید!

.

۹- از کتابهای کم حجم شروع کنیم

یکی از لذت بخش ترین و انگیزه بخش ترین کارها به پایان رساندن یک کتاب است حتی اگر این کتاب چندان شما را راضی نکرده باشد باز هم تمام کردنش به شما یک احساس وجد می دهد. احساس وجد از خواندن یک کتاب بدون اینکه آن را نیمه تمام رها کرده باشید! برای همین بهتر است اگر عادت به کتابخوانی ندارید از کتابهای کم حجم تر شروع کنید. کتاب هایی که کمتر از ۲۰۰ صفحه هستند و می توانید زودتر آنها را تمام کنید و انگیزه خودتان را برای مطالعه بیشتر ارتقا دهید علی الخصوص در زندگی سرشار از گرفتاری این روزگار.دو نکته را هم به یاد داشته باشید: اول آنکه بعد از مدتی خودبخود به سمت کتاب های حجیم تر هم کشیده خواهید شد و دوم آنکه همه اثار بزرگ حجیم نیستند گاهی برخی از اثار بزرگ در کمتر از ۱۰۰ صفحه نوشته شده اند!

.

۱۰- کتابهای خوانده شده را لیست کنید

یکی از موثر ترین راهها برای کسب احساس خوشایند کتابخوانی لیست کردن کتابهایی است که خوانده اید البته به همراه مشخصات کتاب از قیبل نویسنده، مترجم، ناشر و… بعضی ها البته چکیده مختصری هم از هر کتاب می نویسند. این لیست لازم نیست کاغذی باشد کافی است این اطلاعات را در یک فایل کامپیوتری ذخیره کنید. یادتان باشد که اوایل اگر دیدید کتابهای زیادی نخوانده اید چندان سرخورده نشوید. شما اگر هفته ای دو جلد کتاب هم بخوانید در سال تنها می توانید ۱۰۴ جلد کتاب بخوانید بنابراین برای خواندن ۱۰۰۰ جلد کتاب در حدود ۱۰ سال زمان نیاز است به شرط آنکه هفته ای دو جلد کتاب بخوانید!! یک نکته دیگر را هم یادتان باشد آن هم اینکه تعداد کتاب های خوانده شده فقط باید به شما انگیزه بیشتر بدهد چون مهم این نیست که چندتا خوانده اید مهم این است که چطور آن چندتا کتاب را خوانده اید.

.

۱۱- کتابهای خوانده نشده را هم لیست کنید

خیلی وقتها بعضی ها نمی دانند چه بخوانند. قبلا گفتیم که بهتر آن است که از کتابهایی که برایتان جذاب است شروع کنید اما یک راه خوب هم لیست کردن کتابهایی است که فکر می کنید خوب است یا تعریفشان را از کسی شنیده اید و یا فلان جایزه را برنده شده اند و یا اسم نویسنده اش را بارها شنیده اید. بهرحال یک آدم کتاب خوان همیشه می داند که کتاب بعدی که می خواهد بخواند چه کتابی است.

.

۱۲- به کتابفروشی بروید

حتی اگر قصد خرید کتاب یا پولی برای خرید کتاب ندارید باز هم به کتابفروشی ها سر بزنید این کار انگیزه و اطلاعات شما را افزایش می دهد. اصولا بوی کاغذ کتاب بوی مطلوبی است. بد نیست این را هم اضافه کرد که برای خرید کتاب جوگیر نشوید. کتاب را با حوصله بخرید و سعی کنید برای خرید کتاب به همان لیست کتابهای خوانده نشده مراجعه کنید. این را هم البته باید اضافه کرد که وقتی یک نویسنده امتحانش را خوب پس داده است و شما در جای دیگری اثر دیگری از او می بینید برای خرید آن اثر به دلتان رجوع کنید نه مغزتان!

.

۱۳- و نکته کلیدی آخر

یادتان باشد خوب کتاب خواندن با کتاب خوب خواندن دو موضوع مجزا است. برای فرهیخته شدن نه تنها باید کتابهای خوب خواند بلکه باید خوب کتاب خواند. یعنی همان کتاب های خوب را هم باید خوب بخوانید.

 

پي نوشت:

لينك مطلب در سايت : (+)

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 7:25 | لینک  | 

شاید بیشتر در داستان‌ها و فیلم‌های هالیوودی و یا حتی کلیشه‌ای داخلی باشد که نشان دهد یکی دو جوان که می‌توانند زندگی آرام خود را به هزار کار دیگر بگذرانند، صبح تا شب به کتاب‌هایشان زل بزنند و انواع و اقسام کتاب‌ها را بخوانند و سر آخر هم بیشتر بحثهایشان به بررسی کتاب‌های خوانده شده‌شان ختم شود!

با این حال، بدون اینکه فیلم هالیوودی‌ای در کار باشد، کتاب‌های زیادی را که می خواندیم، در میانشان کتاب‌های زیبا اما لذت بسیاری داشتند. حس خوبی به مخاطب می‌ دادند. شاید همان حسی که می‌توان آن را «لذت خواندن» نامید…

و نتیجه تمام این لذت‌های مداوم خواندن به اینجا ختم شد. حیفمان آمد دیگران را نیز از لذت خواندن کتاب‌های خوب محروم کنیم! چرا که بسیاری کتاب‌ها هستند که اسامی بزرگ و معروفی دارند و شاید نقد‌های بسیاری نیز بر آنها وارد شود، اما به دل بسیاری از خوانندگانشان ننشیند و بالعکس!

پس در این میان، شاید اگر معرفی درستی از کتاب‌های برگزیده و زیبای حوزه کتاب(داخلی و خارجی) در ایران صورت می‌گرفت، این اتفاق برای بسیاری از آنها که علاقه‌مند خواند کتاب‌اند پیش نمی‌آمد. پس بد ندیدیم لذت خواندن کتاب‌های خوب را با خوانندگان واقعی کتاب تقسیم کنیم. ‌آن‌هایی که دوست دارند کتاب بخوانند، آن هم کتاب‌های خوب را! آن هم کتاب‌هایی که قرار است با خواندنشان لذت ببریم، نه آن که حس کنیم وقتمان تلف شده است و زیر لب مدام غر بزتیم:«ای کاش وقت و پولمان را تلف این کتاب نکرده بودیم!»

ما در کتابخوار (+) قرار است بدون وابستگی به هیچ ارگان دولتی، خصوصی و… کار خودمان را بکنیم! کتاب‌هایمان را بخوانیم و مشتاقان کتاب را در این لذت شریک کنیم! باشد که روزی به آرزوی بزرگ «کشوری با مردمی عاشق کتاب» نائل شویم!…یاعلی

نوشته شده توسط كتابخوار در ساعت 7:0 | لینک  |